یادداشتی بر اجرای ارکستر فیلارمونیک تهران

 

نگارنده: آرمان نوروزی

 

به قول دوستي، ايرانيان بي رحم ترين منتقدين هستند. توجه نكردن به شرايط و اقليمي كه پديده مورد نقد در آن خلق شده ، ناديده گرفتن يا گاهي بيش از اندازه ديده گرفتن انگيزه هاي دروني شخص يا پديده مورد انتقاد،در برخي موارد تنگ نظري و گاهي هم دلسوزي فراوان و احساس مسوليت نسبت به مساله اي كه منتقد خود را در نقش قيم و پاسدار انديشه يا حركتي  كه مورد نقد است می بیند، شايد دلايلي باشند كه اين خصيصه بي رحمي و گاهي هم به زعم برخي بي اخلاقي در انتقاد را پديد مي آورند.

 



امروزه  انجام هر گونه فعاليت موسيقايي در ايران مستلزم به پا داشتن كفش آهنين و اراده اي پولادين است كه حاصل آن در نهايت تربيت نيروهاي  چريكي  و جان  بر  كف در عرصه موسيقي جدي و كم مخاطب است ،نيروهايي سرسخت  كه به راحتي از صحنه خارج نميشوند.دشواري در انجام هماهنگي هاي اداري-رسمي ، يافتن ياران و نوازندگان هم دل و دلسوخته موسيقي، نظم و ديسيپلين تمرين ها ، انگيزه هاي غير مالي در اين وانفساي اقتصادي و  زمانه اي كه موسيقی پاپ و در آمد هاي سرسام  آور آن ،كار نوازندگان را براي فعاليت هاي  ناب و به قولي "نفروش" موسيقي، نه دشواركه  امري جان فرسا ميكند ،از جمله موانع پیش روی هنرمند دلسوز است.نگارنده خودبه عنوان فعال در عرصه موسيقي با اين موانع آشنا و قدر دان اين تلاش صادقانه فعالان موسيقي ،به خصوص اركستر فيلارمونيك تهران هستم .از آنجا كه اين افتخار را داشته ام كه در هنرستان يا دانشگاه ، معلم برخي اعضاء اصلي اركستر باشم قطعا به نيت و زمينه ذهني من آگاهند و ميدانند كه قصدم چيزي نيست جز به اشتراك گذاري آنچه به نظرم آمد ميتواند براي تداوم فعاليت هاي اينچنين سودمند باشد و نشان از دغدغه عميق من به عنوان يك معلم موسیقی دارد.

 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امروزه  انجام هر گونه فعاليت موسيقايي در ايران مستلزم

به پا داشتن كفش آهنين و اراده اي پولادين است

كه حاصل آن در نهايت تربيت نيروهاي  چريكي 

و جان  بر  كف در عرصه موسيقي جدي و كم مخاطب است ،

نيروهايي سرسخت  كه به راحتي از صحنه خارج نميشوند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 پيشينه اجراهايی  زنده در موسيقي كشور كه طي حدودبيست سال اخير در جريانش بوده ام پيشينه اي درخشان از جهت استاندارد هاي اجرايي نميباشد .به دليل بسته بودن فضاي موسيقي در سالهاي گذشته و  نبود امكان شنيدن و ديدن كنسرت ، اجراهاي استاندارد عموما تنها به جشنواره فجر محدود  ميشد، البته آنهم در صورتي كه طي رابطه اي خاص  و معجزه آسا ،آنسامبل يا اركستر سطح بالايي از آن سوي جهان قبول  زحمت ميكرد تا به ايران آمده و اجرايي داشته باشد. همچنين گرايش به حق و نه الزاما صحيحِ اساتيد موسيقي به سمت فعاليت هاي پر درآمدتر ازجمله سفارش هاي دولتي، يا موسيقي پاپ  (كه به طرزي عجيب و غير قابل توجيه از نظر فرهنگي مور حمايت دولتي بود)و مطرح نبودن مساله  ناب هنر و اجراي عميق و صحيحِ آثار ، منجر به  خالي شدن عرصه موسيقي  از نوازندگان خردمند ،توانمند و هنرمند شد و از پي آن شاهد افت بسيار در كيفيت اجراها به خصوص در دهه هشتاد بوديم. اين افت كيفيت براي نسلي كه ديگر با دسترسي به منابع صوتي ،تصويري و مطالعاتي به دنبال يافتن ايده آل هاي جديد بود كاملا روشن و آزار دهنده بود که به نوعي میتوان گفت شروع يك پوست اندازي  در موسيقي معاصر ايران را رقم زد.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پيشينه اجراهايی  زنده در موسيقي كشور كه

طي حدود بيست سال اخير در جريانش بوده ام

پيشينه اي درخشان از جهت استاندارد هاي اجرايي نميباشد .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

سفر بسياري هنرجويان به خارج براي تحصيل موسيقي  ، دسترسي ساده تر موسيقيدانان به ديدن و شنيدن آثار و دريافت نوت هاي آثار -كه زماني از گنجينه هاي دست  نيافتني برخي اساتيد بود- باعث شد نسل جديد با رويكرد ها يي متفاوت  نسبت به گذشته سر برافرازد و امروز شاهد تغييرات بارزي در عرصه اجراي موسيقي باشيم. زماني بود كه تنها نواختن نوتهاي يك اثر به منزله اجراي آن محسوب ميشد و پس از طي آن دوران امروز توجه به عوامل درونيتر نيز از جمله مواردي است كه كيفيت  اجراهاي زنده را بالاتر برده  و افقهاي جديدي را در اين عرصه پيش رو نهاده ، بدون شك اركستر فيلارمونيك تهران از جمله اركسترهايی است كه تلاش براي رسيدن به اين مهم را در پيش گرفته و در راستاي آن قدم بر ميدارد.



ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اين افت كيفيت براي نسلي كه ديگر با دسترسي به منابع صوتي ،تصويري و مطالعاتي به دنبال يافتن ايده آل هاي جديد بود كاملا روشن و آزار دهنده بود که به نوعي میتوان گفت شروع يك پوست اندازي  در موسيقي معاصر ايران را رقم زد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

نادر بودن اتفاقات  خوب و جدي موسيقايي به دلايلي كه گفته شد، ميتواند اين خطر را به دنبال داشته باشد كه اجراهاي اينگونه، تبديل به محك و معياري ايده آل در موسيقي امروز ايران گردد، در حالي كه رسيدن يك اجرا به سطح زيبايي شناسانه كه در زبان شناسي تحت عنوان سطح زيبايي شناسانه aesthetic surface مطرح است مسيري دشوار و پر چالش از جهات مختلف است.
 
دستاورد هاي اركستر فيلارمونيك تهران ؛ مهم، كليدي و پايه اي بوده. از همين رو  امكان بحث در مورد نگرش ها و كيفيت اجرا را باز ميكند(كيفيت نازل و ابتدايي بسياري اجراها از نوازندگان بنامِ ايران امكان بحث جدي در مورد كيفيت و نگرش اجرا را نميگذارند، چرا كه با توجه به حداقلِ استاندارد ها، اجراهایی از این دست  در رده موسيقي قابل شنيده شدن جاي نميگيرند). توفيق اركستر فيلارمونيك تهران در كسب دو عاملِ بسيار مهم، اجراهاي اين اركستر را اجراهایی معقول و داراي استاندارد هاي اوليه كرده؛ اول ايجاد ارتباط خوب ميان بخشهاي اركستر و تبديل آن به مفهومي كه در موسيقي اركسترال به آن حس موسیقی مجلسي (chamber orchestra)ميگويند که حاصل اين دستاورد ، اركستري است كه ميتواند  به عنوان يك كل واحد و مانند يك بدن كه در ضمن داراي ارگانهاي مختلفي است ايفاي نقش كند، ( هرچند كه توجه و كنترل مقوله كوك در اين امر مساله اي كليدي و از اركان اساسي است در پاره اي  قسمتها دچار اشكالاتي میشد.)اين نگاه در اجراهاي - به تعريف دوران -خوبِ گذشته كمتر ديده ميشد و ميتوان گفت كه رهبر اين اركستر توانسته اين مهم را  در اركستر بخوبی پديد آورد، عامل ديگر توجه به مساله ابتدايي ولي مهم نوانس در موسيقي  است كه با توجه به يكدست شدن اركستر و اجراي آن، اين توجه به نوانس تاثير خود را ب به شکلی ارزتر و روشنتر  مشخص ميكند.

 

 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نادر بودن اتفاقات  خوب و جدي موسيقايي به دلايلي كه گفته شد،

ميتواند اين خطر را به دنبال داشته باشد كه اجراهاي اينگونه،

تبديل به محك و معياري ايده آل در موسيقي امروز ايران شود

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

 

 

نبايد فراموش كرد اجراي يك اثر جز لاينفكي از خلق آن اثر است و اثري كه روي نوت در كاغذ باشد هنوز كامل نشده، بنابر اين درك صحيح از ماهيت اثر و هسته و نهاد دروني آن ميتواند بسيار مهم و در اجراي خوب آن موثر باشد، شكي نيست كه يك اثر هرچه بهتر ساخته شده باشد امکان برداشتهاي بيشتري را میدهد.  بحث در اينجا بحثِ برداشت يا interpretation اثر است، اجراي موسيقايي و عميق اركستر فيلارمونيك از دو اثرِ جدي ترِ اين رپرتوار كه نياز به تفسير و برداشت دقيق و عميقتری داشت در پس دو عامل پنهان ماند و نتيجه آن در سرناد چايكوفسكي اجرايي نسبتاً سانتيمانتال و احساسگرايانه و در موسيقي آرووپرت منجر به دريافت نشدن هسته و انرژي واقعي و دروني آن شد.  مبالغه در نمايش ظاهري نوازنده ها به خصوص كنسرت مايستر و همچنين مبالغه در نوانس موسيقي دو عاملي بودند كه ناخواسته  جوهر آثار را در پس خود پنهان كردند .

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 نگرش مبالغه گونه علاوه بر نمايش ظاهري  اركستر

در نوانس ها نيز به ماهيت دو اثر كليدي و استاندارد اين اجرا صدمه زده

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شايد جواني و شور و انرژي كه در «گوران» سراغ دارم عامل اين موضوع باشد -كه البته همين  امر از خصيصه هاي لازم براي كار در اين حيطه است- اما مبالغه در حركات فيزيكي و نمايش احساسات، به خصوص در نوازندگان موجب به دست دادن دو حس به بيننده شد؛ اول اينكه گويي نوازندگان اركستر  قصد دارند بيننده را متوجه كنند كه چه ميكنند واين موضوع حس  منفعل فرض شدن شنونده كنسرت را از ديدگاه اركستر به ذهن متبادر ميكند، شنونده اي كه با آگاهي از ژانر موسيقي كه قرار است بشنود بليت تهيه كرده و به سالن كنسرت آمده، در حالي كه شايدنمايش  وحركت در اين مقدار و با اين شدت حواس بيننده درگير (attentive listener) را پرت كند. اين  جنس نمايش ها بيشتر در ذهنيت موسيقی پاپ ديده ميشود و نه در موسيقي كلاسيك. بي نياز بودن اين ژانر  از موسيقي به عامل نمايش(show off) ريشه در ذات اين موسيقي يعني عقلانيت محوري آن دارد و نمايش زياد در رپرتواری از این دست، مي تواند چنين اجرايي را تنها در حد يك لذت و تفريح (entertainment)پايين بياورد.

اين نگرش مبالغه گونه علاوه بر نمايش ظاهري  اركستر در نوانس ها نيز به ماهيت دو اثر كليدي و استاندارد اين اجرا صدمه زد. هر اثر موسيقي داراي ديناميكي دروني و عميق است و مبالغه در اداي نوانس ها اصولا صدمه بزرگي به اجرايِ موسيقي ميزند كه در اين اجرا منجر به برداشتي سانتيمانتال و پر غلو از موسيقي و موجب اتفاقاتِ آنتي كلايماتيك(anticlimatic) در سير دراماتيك اثر  و در تنيجه تب و تاب و سرگرداني در ادراكِ سرنادِ چايكوفسكي (كه عليرغم رمانتيك و ماليخوليايي بودن بسيار به فرم و ساختار پايبند است) و  مغفول ماندن كمانِ فرمال ( كه از جمله مهمترين خصيصه هاي بيشتر آثار مينيمال محسوب ميشود)و بي هدف جلوه كردن موسيقي آروو پرت ( كه اثري مهم در ادبيات موسيقي  امروز محسوب ميشود) گشت.

 

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دستاورد هاي اركستر فيلارمونيك تهران ؛ مهم، كليدي و پايه اي بوده

از همين رو امكان بحث در مورد نگرش ها و كيفيت واجرا را باز ميكند.

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



در مجموع  اركستر فيلارمونيك تهران تا به امروز مسير خود را ثابت قدم و پويا دنبال كرده و براي نگارنده ديدن و شنيدن اجراي  بيشتری از آثار بزرگ ادبيات موسيقي بوسیله این اركستر آرزويي  است كه اميدوارم با بينشي عميق و فكورانه ، همراه بادرك صحيحي از نيازهاي شنيداري و واقعي امروز ايران عزيزهمراه شود.

 به اميد ديدن  اجراهاي اين اركستر در همه نقاط ايران و تاثير گزاري آن بر فرهنگ ميهن بزرگ و عزيزمان ،به  اركستر فيلارمونيك تهران خسته نباشيد ميگويم .    

آرمان نوروزي

 

در همین رابطه بخوانید:  یادداشتی بر نقد آرمان نوروزی از ارکستر فیلارمونیک

 



Footnote
در موسيقي مجلسي كه آنسامبل  ها تا هشت يا گاهي نه نفر ميرسد چنين حركاتي نه به منظور نمايش، بلكه براي رساندن پيغام هاي موسيقايي به اعضا گروه كه فاقد رهبر هستند، ديده ميشود.

 

 

 

 

 

 

Read 2163 times