یادداشتی بر نقدی از ارکستر فیلارمونیک

 

 

 

 نگارنده : میلاد آقایی

 یادداشتی بر نقد آرمان نوروزی از ارکستر فیلارمونیک

 

 بعد از برگزاری کنسرت ارکستر فیلارمونیک، اخبار و نقدهای مختلفی را مطالعه کردم، نوشته هایی که با جملاتی مثل « عبور از تکنیک به منظور کشف تراژدی»! به توصیف و نقد این کنسرت پرداخته بودند. و این اجرا را یک اتفاق تازه و فوق العاده در موسیقی کلاسیک در ایران خوانده بودند. در این بین نقد آرمان نوروزی نظرم را از چند جهت بیشتر به خود جلب کرد. نقدی که میشد روحیه دلسوزانه و معلم گونه ایشان را در آن به وضوح پیدا کرد.

آرمان نوروزی بعد از بیان این موضوع که انجام هرگونه فعالیت هنری در ایران با سختی های بسیاری گره خورده و نیاز به اراده پولادین دارد و بیان اینکه کیفیت اجرای موسیقی در ایران به شدت کاهش یافته از زحمات و تلاش های رهبر و نوازندگان این ارکستر قدردانی کرد و گام اول را در نقد منصفانه برداشت و به بیان مطالب دیگر پرداخت که چند نکته مهم به نظر حقیر نقدش را از ساختار فلسفی یک نقد اثر گذار خارج میکند.
عمده ایرادات و اشکالاتی که ایشان بیشترین بخش نقدش را به آن اختصاص داده است پیرامون اجرای سانتیمانتال و حرکات بیش از حد رهبر و نوازنده های ارکستر بوده و همچنان که در نقد ایشان آمده موسیقی کلاسیک برای رساندن مفهوم خود به مخاطب نیازی به این قسم حرکات ندارد که البته این مساله یکی از مسائل مهم امروز موسیقی درایران است.
اما این موضوع همواره قابل توجیح بوده و شاید این حرکات و اجراهایی که در آن حرکات اغراق آمیز دیده میشود را بتوان از این منظر نگاه و بررسی کرد که یک بازنمایی (representation) بر اساس تفاوت است و میتواند جنبه تراژیک داشته باشد و شاید واقعا هم بتواند درک حسی مخاطب از اثر را تسهیل بخشد و موجب اثر گذاری بیشتر موسیقی روی مخاطب گردد، حتی اگر اغراق آمیز و بیش از حد هم باشد یا حتی میتوان اینگونه این موضوع را توجیح کرد که واقعا این ارکستر تحت تاثیر شدید حسی از اجرای آثار قرار گرفته و به صورت ناخودآگاه و به دلیل هیجان بالای حسی این قسم حرکات را انجام می دهد ولو اینکه اینگونه نبوده و این حرکات صرفا جنبه« اداگونه» داشته باشد.
خلاصه اینکه این ایراد، یک ایراد مهم و جدی نیست یا حداقل آنقدر جدی نیست که شخصی مثل آرمان نوروزی برای گفتنش دست به قلم شود. در بخشی از نقد آمده است که:« نادر بودن اتفاقات خوب و جدی موسیقایی میتواند این خطر را به دنبال داشته باشد که اجراهای اینگونه تبدیل به محک و معیاری ایده آل در موسیقی امروز ایران گردد»
این جمله بیانگر این است که این اجرا به غیر از مساله مذکور، مسائل و ایرادات مهم تر و اساسی تری داشته که ایشان متوجه آنها بوده است ولی بیشترین انرژی خود را به بیان کم اهمیت ترین مساله گذاشته است.
البته همانطور که در ابتدای نوشته ام گفتم روحیه دلسوزانه آرمان نوروزی در این نقد کاملا واضح است، و شاید همین روحیه مانع وی از بیان مسائل مهم تر شده است. چرا که ایشان شناخت جامعی روی رهبر و بسیاری از اعضای این ارکستر داشته و متوجه زحمات و تلاشهای این بزرگواران بوده است و در صحبت شخصی که با ایشان داشتم به این نکته اشاره کردند که اشکالات جدی تر را به شکل خصوصی تر به آنها گوشزد خواهد کرد. اما نباید این نکته بسیار مهم را فراموش کرد که در فضای فعلی هنر، خاصه موسیقی در ایران که بسیاری از جریان ها از ریشه خشک میشدند ، فشارهای بیرونی به بدنه موسیقی مثل لغو کنسرت ها، تعطیلی ارکسترها و ... از یکسو و مسائل داخلی پیکره موسیقی مثل شیوع یک خالتوریسم کاملا شیک و در یک پوسته پر زرق و برق و فریبنده، بت سازی ها و اسطوره سازی هایی که در روابط استاد و شاگردی دیده میشود که بیشتر به مرید و مرادی صوفیان شباهت دارد، از سوی دیگر، آسمان موسیقی ایران را کدر کرده است ، وظایف هنرمندان واقعی همچون آرمان نوروزی، بیشتر و خطیرتر میشود. چرا که آنها باید دست به روشنگری مخاطب بزنند که با شنیدن جملات ویژه و نقدهای یکسوی و بی پایه تصویر اشتباه در ذهنش ایجاد نشود و اجراهایی با کیفیت متوسط را اجراهایی بی نظیر و معیار و ملاک نداند.
اصلا رسالت هنرمندان با سواد در فضای فعلی همین است که از یک طرف با ارائه کارهای برجسته و برگزاری کنسرت های قوی تر مخاطب را با اجراهای قوی آشنا کند و از یک سو با نقدهای بی ترس و روشنفکرانه مخاطب کم سواد و غیر تخصصی تر را از اتفاقات موسیقایی و از کیفیت آثار و اجراها با خبر و آگاه کند و همچنین نسل هنرجویان دردست پرورش را به سمت آثار فخیم تر سوق دهد که اگر اینگونه باشد به صورت ناخودآگاه هنرمندان، آهنگسازان، نوازندگان و ... مجبور به بالا بردن کیفیت کاری شان میشوند چرا که مخاطبشان با سطح آگاهی بیشتر و درک بالاتر آثار موسیقی را گوش میدهد .
لذا پیش از مطالعه نقد آرمان نوروزی انتظار مطالعه متن تخصصی تر را داشتم، که من را نسبت به این اتفاق موسیقایی و این قسم اتفاقات آگاه تر کند.
در پایان جمله بسیار قابل تامل از آهنگساز بزرگ شوستاکوویج نقل میکنم که گفته اند:
« از امروز، موسیقی نباید و نمی تواند بدون اندیشه جریان داشته باشد»

 

 

 

 

 

 

 

Read 1692 times